پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
آمار
امروز : 9
ديروز : 1
افراد آنلاين : 1
همه : 423
 
ساعت : ۰۹:۵۲:۳۹
نویسنده : sam
نظرات (0)

نوحه و اشعار اربعين حسيني + عكس نوشته اربعين امام حسين

  • نوحه و اشعار اربعين حسيني + عكس نوشته اربعين امام حسين

    بـه مناسبت فرارسيدن اربعين، امروز نوحه و اشعار اربعين حسيني را براي عاشقان امام حسين جمع آوري كرده ايم. در ادامه متن هاي نوحه و همچنين زيباترين اشعار سروده شده براي مدح اربعين و امام حسين رابه همراه هم مرور ميكنيم، امروز همچنين عكس نوشته هاي زيبايي را هم بـه مناسبت و با موضوع اربعين آورده ايم، با پارس ناز همراه باشيد تا اين اشعار و عكسها را مرور كنيم.

    متن نوحه براي اربعين

    نوحه و اشعار اربعين حسيني + عكس نوشته اربعين امام حسين | تصاوير مذهبي اربعين

    مجله اينترنتي پارس ناز فرارسيدن اربعين حسيني را تسليت عرض مي‌كند

    **********

    دلي دارم گرفتار حسين اسـت

    گداي كوچه بازار حسين اسـت

    دلم درد هزاران شعلۀ آه

    لبم ز خمي گفتار حسين اسـت

    زبس كـه مهر او در سينه دارم

    جهانم رنگ رخسار حسين اسـت

    اگر سر را دهم در مسلخ او

    هنوز اين تن بدهكار حسين اسـت

    بيا اي دل بنال از غربت او

    كـه اين غم كي سزاوار حسين است

    دل شيداي مـن بي تاب رويش

    گداست اما خريدار حسين است

    هزاران جان نا قابل نثار

    فقط يك روي ديدار حسين است

    خوشا برمن سرا پاي وجودم

    دو عالم عبد دربار حسين اسـت

    تمام هست و نيستم نذر عشق

    دو دستان علم دار حسين اسـت

    بـه تا روزي كـه درقبرم گذارند

    دلم مرهون ايثار حسين اسـت

    نفس اندر نفسِ دل بيقرار و

    تنم تب دار و بيمار حسين اسـت

    1400 سال اسـت و اكنون

    دل عالم عزادار حسين است

    **********

    ذكر روح الامين حرم

    حرمت بهترين حرم

    بطلب اربعين حرم حرم حرم

    ساكن كربلا حسين

    روح قالو بلا حسين

    ربنا اتنا حسين حسين حسين

    اسم تـو شور شيرينم

    عشق تـو راه و ايينم

    با تـو كامل شده دينم دينم دينم

    عشق تـو نور ايمانم

    اي تـو اغاز و پايانم

    بـه فدايت سر و جانم جانم جانم

    شد دل عاشقم بي تاب

    نوكرت را بيا درياب

    دست مـن را بگير ارباب ارباب ارباب

    اي ز آب فرات محروم

    شد دل خواهرت مغموم

    السلام و علي المظلوم ستم ديده ستمديده

    **********

    كربلا در خاطراتم خون و خنجر ماند و بس

    يك دل آشفته و صد داغ دلبر ماند و بس

    انچه از دشت بلا درخاطراتم پر شده اـت

    اشك خون ديدۀ ساقي و ساغر ماند و بس

    از كنار قتلگه وقتي عبورم داده اند

    ديده ام دشتي پر از گل هاي پرپر ماند و بس

    وقتي آن شب خون زلفت را زاشكم شسته ام

    تازه فهميدم برايم از تـو يك سرماند و بس

    با خودم گهوارۀ شش ماهه ام را مي‌برم

    گو در آن عطرغم لالاي اصغر ماند و بس

    عصر عاشورا مرا وقتي كـه جولان داده اند

    در نگاهم شرحي از تصوير محشر ماند و بس

    وقت رفتن سويِ كوفه آخرين آه نگاه

    گو فقط سوزي خزان از باغ كوثر ماند و بس

    شعر اربعين امام حسين

    نوحه و اشعار اربعين حسيني + عكس نوشته اربعين امام حسين | تصاوير مذهبي اربعين

    اشعار مربوط به اربعين + متن هاي زيبا براي روضه اربعين

    اربعين و زينب «س»

    الا سردار بيسر از براي تـو سر آوردم

    برايت زائران از كارواني مضطر آوردم

    گذشته اربعيني از فراقِ خواهرت با تـو

    كنون از بهر ديدارت تكيده خواهر آوردم

    ربابت بيقراري مي‌كند بهر علي اصغر

    بگو اصغر بيايد از برايش مادر آوردم

    سكينه درغمت خون گريه كرده اين 40 روزه

    بـه ديدار مزار خاكي تـو دختر آوردم

    در اين چهل روز هر روزش مردم زنده گرديدم

    خبرها ازجسارت هاي خلقي كافر آوردم

    شنيدم بي كفن خوابيده درخاكي حسين مـن

    برايت يك كفن با عطر مشك و عنبر آوردم

    هنوزم نالۀ هل مـن معينت خاطرم مانده

    زنان و كودكان را از برايت ياور آوردم

    خجالت ميكشم از تـو رقيه شام جا مانده

    خبر از چيدن آن نوگل نيلوفر آوردم

    دعا كن تا كـه زينب هم بيايد پيش تـو جانا

    براي استجابتِ قلب خون چشم تر آوردم

    **********

    اين صداي غرش شيرانه اين صداي ارتش ايرانه

    رفع الله جيش الحشد الشعبي ذكر لب هاي سينه زنانه

    نحن جيش الحسين بن علي

    نحن أنصار مولانا الولى

    احفظ قائد نا الخامنه اي

    نغمۀ لب هامون شده توي اين راه

    كلنا زوارك يا اباعبدالله

    بند دوم

    لشكر مجنون هاي ليلاييم ، از نجف راهي كربلاييم

    همسفر كاروان ارباب هموطناي امام رضائيم

    با تـو خاطرهِ بازي ميكنيم

    احساس بي نيازي ميكنيم

    داريم حماسه سازي ميكنيم

    هر كي دلش با ماست  بگه يه بسم الله

    كلنازوارك يا اباعبدالله

    بند سوم

    مـا همگي رعيتِ سُلطانيم خاك پاي دوست از دل و جانيم

    درپي انتقام ثاراللّه  منتظر صاحب الزمانيم

    آقا از انتها تا ابتدا

    برلب  ميزنمت هردم صدا

    مولا  اروحنا لك الفدا

    يا خير خلق الله يا فالق الاصباح

    كلنازوارك يا ابا عبدالله

    **********

    بند اول

    چهل روزه نگفتم حرف دل رو با تـو

    بهت گفتم ميام با تـو براي هرجاتو

    دو راهي يقينم هستي يا تـو يا تـو

    ديگه چيزي ازم نمونده  نمونده ديگه زينبي

    گفتم بيام بينمت بعد برم مدينه النبي

    رسيدم تا بگم تنها فقط عشقه جَمالت رو

    نه جايِ ديدنه امّا بيين اهل و عيالت رو

    ببين كـه بعد تـو مـن ديگه يهِ كوه غمم

    نه حرمتم سرجاست نه سايۀ حرمم

    بند دوم

    چهل روزه كـه چشمام مثل ابر مي باره

    كبوديم يادگار كوچه و بازاره

    رباب ميخواد بدونهِ چي شده گهواره

    از همسرَت بگم كـه كارش  گريۀ پيوسته شده

    از دخترت بگم كـه چندبار ميون راه خسته شده

    رباب از غصۀ اصغر شبيه مـن قدش خم شد

    رقيه مثل تـو داداش  رفيقِ نيمه راهم شد

    دلم پر از نوره اگر كـه خاموشم

    تـو در دلم هستي نكن فراموشم

    بند سوم

    بـه سمتت پر زدم با اين‌كـه بسته بالم

    نپرس از مـن كـه تعريفي نداره حالم

    هنوزم بي قرارم لحظۀ گودالم

    يادم نميره روزيو كـه  سر تـو آوردن بلا

    رسيدم اونجايي كـه ديدم  و الشمر جالس علي

    يكي با دشنه زد و رفت بـه شاه تشنه زد و رفت

    بـه زير نعل مركبا تنت شده اومد و رفت

    فدا سر توحسين  كـه بردنش روي ني

    پس از تـو بردن مون بـه شام و مجلس مي

    نوحه زيبا براي اربعين حسيني

    نوحه و اشعار اربعين حسيني + عكس نوشته اربعين امام حسين | تصاوير مذهبي اربعين

    شعر زيبا براي اربعين حسيني + اشعار روضه اربعين

    مرثيه خوان شد عالم با آه و اشك ديده

    قافلۀ حسيني بـه كربلا رسيده

    دخت علي كـه گريد بر او تمام افلاك

    بهر زيارت يار آمد زناقه برخاك

    بعد از تحمل ستم از مسلمين كافر

    حالا دگر رسيده بر تربت برادر

    بنگر حسين برايت مهمان ز ره رسيده

    آمده زينب اما با قامت خميده

    بس طعنه ها ز دشمن در راه دين شنيدم

    مي داني اي عزيزم ديگر چـه ها كشيدم

    در بزم عام دشمن بي صبر و تاب رفتم

    با دست هاي بسته بزم شراب رفتم

    زينب شود فدايت اي نور حي سرمد

    ديدم كـه آن حرامي با خيزران تـو را زد

    هرچند ستم ديدم از دست خاص و هم عام

    تبليغ دين نمودم درشهر كوفه و شام

    جان دوباره اي بر اين انقلاب دادم

    با چادرم زنان را درسِ حجاب دادم

    **********

    الهي مشمول كرم باشم

    اربعين با خوبا حرم باشم

    گلشن عرش اعلا كربلا كربلا كربلا

    اي قبلۀ دل مـا كربلا كربلا كربلا

    بهشت سينه زنها كربلا كربلا كربلا

    يا حسين يا اباعبدالله

    تـو ركاب رهبر انشاالله

    مـا ميشيم مشرف بـه كربلا

    اي مقتل شهيدان كربلا كربلا كربلا

    اي عرفات عرفان كربلا كربلا كربلا

    كعبه حج ايمان كربلا كربلا كربلا

    يا حسين يا اباعبدالله

    آري عاشورا يك فرهنگ اسـت

    سازش با دشمن مـا را ننگ اسـت

    حسين رسد بـه گردون يا ربش يا ربش يا ربش

    شده اسير دشمن زينبش زينبش زينبش

    هيهات مِنّة الذّلة بر لبش برلبش بر لبش

    يا حسين يا ابا عبدالله

    **********

    رسيده خسته از راه برادر زينب تـو

    كشيدهِ از دلش آه بردار زينب تـو

    40 روزه نديدهِ يه روز خوش تـو دنيا

    تورو از نيزه داران كرده همش تمنا

    شكسته از غم تـو ميون دشتُ و صحرا

    رفتهِ منزل بـه منزل با سَرت روي ني ها

    پاشو خواهر اومده

    مثلِ مادر اومده

    زار و مضطر اومده

    يا اخا اي حسينم

    بند دوم

    اسير درد و غم بود برادر زينب تـو

    ببين كـه پير شده زود برادر زينب تـو

    40 روزه شنيده از دشمنه تـو طعنه

    توي ذهنش تداعي شده همش يه صحنه

    تـو بودي توي مقتل و مي ديد از روي تل

    كـه مي بريد سر تـو با اون لباي تشنه

    ميگه با شيون و شين

    پاشو اي نور دوعين

    داداش خوبم حسين

    يا اخا اي حسينم

    بند سوم

    شده قدش كموني برادر زينب تـو

    شده باغش خزوني برادر زينب تـو

    40 روزه برا تـو كارشه آه و ناله

    ديده بر روي نيزه سر هجده تا لاله

    حالا شرمندۀ تـو شده و بي قراره

    نياورده بـه همراه آخه طفل 3 ساله

    جا گذاشته گله تـو

    همه حاصله تـو

    دخترِ خوشگله تـو

    يا اخا اي حسينم

    **********

    زود بر انگشتر صحرا نگين انداختند

    چون عقيق سرخ خودرا برزمين انداختند

    مثل باراني كـه مشتاق اسـت خاك تشنه را

    از فراز ناقه‌ ها خود راچنين انداختند

    پس بـه ياد اكبر و عباس روي قبرها

    خويشتن را از يسار و از يمين انداختند

    روي قبر كوچكِ عباس جاي مادرش

    خويش رابا ذكر يا ام‌ البنين انداختند

    خاك را برسر زدند و سر بـه خاك آنقدركه

    روي پيشاني دشتِ تشنه چين انداختند

    اربعين شدكه پس از نام رقيه دركتب

    اكثرِ مقتل‌ نويسان نقطه‌ چين انداختند

    نوحه و اشعار اربعين حسيني + عكس نوشته اربعين امام حسين | تصاوير مذهبي اربعين

    شعر براي اربعين + غزليات و نوحه خواني اربعين

    مـن آن عقيله، بضعۀ پاك بتولم

    مـن روضه خوان مقتل آل رسولم

    مـن كوه صبرم داغ غم بسيار ديدم

    مـن مادرم بين در و ديوار ديدم

    مـن فرق خونين پدر را ديده ام آه

    درطشت خون لخته جگر را ديده ام آه

    اي واي مـن ديدم تمامِ صحنه ها را

    بالاي تل غوغاي شمر و ضربه ها را

    مـن كاخِ ستم شاميان ويران نمودم

    با خطبه هاي حيدري طوفان نمودم

    مـن كوفهِ را يك بار ديگر فتح كردم

    مـن شام رابا چند دختر فتح كردم

    مـن زير و رو كردم بساطِ ظالمان را

    مـن آبرو بردم تمامِ كافران را

    پيغمبرم پيغام تـو تا شام بردم

    امّا هزاران سنگ روي بام خوردم

    مـن زينبم باسينه اي خون ودلي ريش

    مـن زينبم اما كمي نيلي تر از پيش

    اي عالم و آدم گرفتارِ و فقيرت

    بودم بلاگردان طفلان اسيرت

    هرچند زينب بعد تـو بي بال و پر شد

    هرجا كـه آمد ضربه اي زينب سپر شد

    از كربلا تا شام خوردم تازيانه

    سر تا بـه پايم گشته چون گل پرنشانه

    برخيز وخواهر را ببين اي يار زينب

    مـن زينب شرمنده ام سالار زينب

    رفتيم از اين خاكِ غربت با رقيه

    برگشته ام حالا ببين اما رقيه

    **********

    آنسوي مگر چيست كـه آن گونه بـه سويش

    چون سيل خروشان شده اسـت اين همه شايق؟

    آنجاي كـه از فتنۀ كين چيزي نماند اسـت

    جز دشت بلا و حرم و گنبد عاشق

    آنسوي مگر چيست كـه خون شد دل عالم

    آنجاي فقط تازه بود داغ شقايق

    اللهم الرزقنا كربلا

    نوحه و اشعار اربعين حسيني + عكس نوشته اربعين امام حسين | تصاوير مذهبي اربعين

    نوحه و اشعار اربعين حسيني + عكس نوشته اربعين امام حسين | عكسهاي مذهبي اربعين

    سر خاك تـو بي خبر آمدم

    عزادارمو خون جگرآمدم

    درست اسـت بي بال و پرآمدم

    بـه شوقِ تـو اما بـه سرآمدم

    سرآمد غم هجر دوري بس اسـت

    صبوري صبوري صبوري بس اسـت

    رسيدم كـه با يار صحبت كنم

    شه بي سرم را زيارت كنم

    نگاهي كني ونگاهت كنم

    اگر اذن دادي شكايت كنم

    بـه ني زار قلبم جز آتش نبود

    سفر رفتي اي دوست  رسمش نبود

    تـو رفتي و دنيا بـه مـن بدگذشت

    و هرلحظه هرجا بـه مـن بد گذشت

    در اين روز و شبها بـه مـن بد گذشت

    خلاصه كـه آقا بـه مـن بد گذشت

    نگو گريه كافيست صبرت كجاست

    عزيز دلم سنگ قبرت كجاست

    40 روز  ياد تنت سوختم

    بـه ياد زمين خوردَنت سوختم

    زداغ بـه ني رفتنت سوختم

    و با كهنه پيراهنت سوختم

    همين كـه دلم سمت گودال رفت

    دوباره زغمِ زينب ازحال رفت

    خبر داري اصلاكه حيران شدم 

    چو موي تـو بر ني پريشان شدم 

    پدر مادر اين يتيمان شدم

    بـه مـن شمر خنديد گريان شدم

    قدم از فراق تـو خم شد حسين

    لباس اسارت تنم شد حسين

    چـه آمد سر خواهرَت بين راه

    نشستم بـه پاي سرت بين راه

    شدم يك تنهِ لشگرت بين راه

    دويدم پي دخترت بين راه

    زمين خورد و از قافلهِ باز ماند

    زسنگيني سلسله باز ماند

    نبودي و اشكم سرازير شد

    پر و بال مـن گير زنجير شد

    حرم كوچه در كوچه تحقير شد

    ازين غصه ها خواهرَت پير شد

    غريبانه ماه شَبت سنگ خورد

    بـه پيشاني زينبت سنگ خورد

    مـن از شهر كوفه چـه ها ديدۀام

    غمي بدتر از كربلا ديده ام

    عجب لطفي از آشنا ديده ام

    بگوشت رسيده كـه را ديده ام

    كنيز قديمي مـن ايستاد

    بـه مـن نان و خرماي خيرات داد

    گذشتيم از شهر در ازدحام

    ميانِ حرامي خطر ازدحام

    نه يكجا كـه درهر گذر ازدحام

    مرا نيمه جان كرد اگر ازدحام

    نگاه همه سويِ مـا خيره بود

    بـه ذريه ي مصطفي خيره بود

    نميگويم از شام نامش بد اسـت

    شلوغي هرپشت و بامش بد اسـت

    سلامش بد اسـت احترامش بد اسـت

    محل يهود انتقامش بد اسـت

    نمي پرسي ازحال و احوال مـن

    تـو را جان عباس حرفي بزن

    بگو حق زينب كـه اذيت نيست

    پريشان شدن  پيش انظار نيست

    عبور از هياهوي بازار نيست

    سزاوار گل خنده ي خار نيست

    در اين شهر غوغاي پوشيه بود

    ولي دستِ مـن جاي پوشيه بود

    خبرداري از ضعف دردانه ها 

    بوي نان كـه مي آمد از منازل

    كبودي شلاق برشانه ها

    پذيراي مـا بود در ويرانه ها

    همه دست بسته بـه پيش عوام

    بدون تـو رفتيم بزم حرام

    شراب و شراب و شراب و شراب

    نگاه حزين رباب و شراب

    دلِ سنگ چوب و عذاب و شراب

    سَرت بود در پيچ و تاب و… شراب

    فرود آمد وناگهان خون چكيد

    خودم ديدم از خيزران خون چكيد

    ز داغ سَرت مادرت گريه گرد

    بـه اشك 2 چشم ترت گريه كرد

    بـه بي تابي خواهرت گريه كرد

    چقدر از غَمِت دخترت گريه كرد

    بـه او حق بده غمِ مريضش كند

    كسي خواست آنجا كنيزش كند

 

:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: نوحه,و,اشعار,اربعين,حسيني,+,عكس,نوشته,اربعين,امام,حسين,|,تصاوير,مذهبي,اربعين،



ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]